تبلیغات اینترنتیclose
دوش می گفت این سخن دیوانه ای بی بازخواست ( نسیم شمال )
پیچک ( نسیم شمال )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 بهمن 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

درد ایران بی دواست

دوش می گفت این سخن دیوانه ای بی بازخواست
دردایران بی دواست

عاقلی گفتا كه از دیوانه بشنو حرف راست
درد ایران بی دواست

مملكت از چارسو در حال بحران و خطر
 چون مریض محتضر

با چنین دستور این رنجورمهجور از شفاست
 درد ایران بی دواست

پادشه بر ضد ملت، ملت اندر ضد شاه
 زین مصیبت آه، آه!

چون حقیقت بنگری هم این خطا هم آن خطاست
دردایران بی دواست

هركسی با هر كسی خصم است و بدخواه است وضد
 گوید او را مستبد

با چنین شكل ای بسا خون ها هدر جان ها هباست
دردایران بی دواست

صوراسرافیل زد صبح سعادت دردمید
ملا نصرالدین رسید

مجلس و حبل المتین سوی عدالت رهنماست
 درد ایران بی دواست

با وجود این جراید خفته ای بیدار نیست
 یك رگی هشیار نیست

این جراید همچو شیپور و نفیر و كرناست
درد ایران بی دواست

شكر می كردیم جمعی كارها مضبوطه شد
 مملكت مشروطه شد

باز می بینیم آن كاسه وآن آش است وماست
دردایران بی دواست

با خرد گفتم كه آخر چارهء این درد چیست؟
 عقل قاطع هم گریست

بعد آه و ناله گفتا: چاره در دست خداست!
 درد ایران بی دواست

مسجد مروی پر از اشرار غارتگر شده
مدرسه سنگر شده

روح واقف در بهشت از این مصیبت درعزاست
 دردایران بی دواست

اشرفا! هركس در این مشروطه جانبازی نمود
رفعت و قدرش فزود

در جزا استبرق جنات عد نش متكّاست
 درد ایران بی دواست.

 

سید اشرف الدین حسینی ( نسیم شمال )

http://vahabsiami.blogfa.com/post-55.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار نسیم شمال -4, | بازديد : 351